تصویرخاطرهزندگی نامهشهدای سربازشهدای فردوسوصیت نامه

شهید مهدی باهوش

مهدی باهوش 

مهدی باهوش
مهدی باهوش

نام پدر: محمدعلی

تاریخ تولد: ۱۳۴۲/۲/۱

محل تولد: فردوس

تاریخ شهادت: ۱۳۶۴/۷/۱

محل شهادت: سردشت

محل دفن: فردوس

یگان اعزام کننده: ارتش ـ سرباز


زندگی نامه

شهید مهدی باهوش در روز اول اردیبهشت سال ۱۳۴۲ در شهرستان فردوس دیده به جهان گشود. خانواده وی مذهبی و زحمتکش بوده و او نیز در محیطی سالم و صمیمی تربیت شده و رشد نمود. همدم او از همان اوان کودکی، پدر زحمتکش و رنج کشیده اش بود. لذا با وجود سن کم، طرق مقابله با چالشها و مشکلات زندگی را آموخته و در کلاس عملی خانواده خویش، درس تعلیم و تربیت اسلامی را تجربه کرد.
شهید مهدی باهوش، در زمان اوجگیری انقلاب اسلامی، فعالیتهای انقلابی اش را در همه ابعاد گسترش داده و در راهپیمائیهای مردمی علیه رژیم منحوس پهلوی، پخش اطلاعیه، نوار و…… پیشرو وپیشقدم بود.
۱۸ ساله بود که داوطلبانه به جبهه های نبرد حق علیه باطل شتافت. او قبل از آنکه خدمت مقدس سربازی اش را آغاز کند به جبهه اعزام شده بود.
صبور و مقاوم بود. اعتقاد قلبی و واقعی به این جمله قرآنی داشت که : « إنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرینَ»
تمام آرزویش در جبهه، رسیدن به مقام شهادت در راه خدا بود و بالاخره نیز به این آرزو دست یافت. او سر انجام در تاریخ ۱۰/۷/۱۳۶۴ حین عملیات قادر در منطقه اشنویه، شهد شهادت را نوشید و جانانه به سمت معبود، بال و پر کشید. روحش شاد و یادش گرامی.

منبع : اداره اسناد و انتشارات اداره کل بنیادشهید و امور ایثارگران خراسان جنوبی


متن وصیتنامه سرباز شهید مهدی باهوش

بسم رب الشهداء و الصدقین
درود و سلام به امام زمان (عج) و با درود و سلام به نائب بر حقش بت شکن زمان امید مستضعفین جهان و   ملت ایران و بادرود و سلام بر شهیدان گرانقدر انقلاب اسلامی .
در مقدمه مطالبی را تحت عنوان شهادت از دیدگاه اسلام و سپس مسئولیتهای انسانهای مؤمن در برابر خون شهیدان بعرزتان می‌رسانم .انسان می‌تواند با حرکت کردن خود از خانه و هجرت کردن در راه خدا بسعادتهای ابدی نائل آید و راه انبیاء سلام ا… علیهم اجمعین را بپیماید و ما شاهد این هستیم که حسین بن علی (ع) بخاطر اینکه اسلام را زنده نماید . با یزید مبارزه کرد و روی همین میزان قیام نمود و خودش و بهترین افراد زمان خود را فدای اسلام کرد و با حرکت خود می‌فرماید که باید عدالت در جامعه برقرار شود با لاترین فرد که از    همه بیشتر است کسی است که در بقای مسائل حیاتی یک جامعه فدا بشود و ما هم که خاک پای انها نمی‌شویم    مسلمانیم و براه آنها ادامه مید‌هیم هدف من از رفتن به جبهه حق علیه باطل اینست که اسلام زنده بماند و من از طرف بسیج و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سه مرتبه به جبهه اعزام شدم و شهادت نصیبم نشد و وقتی مدرسه‌ام را تمام کردم و بمدرک دیپلم نائل شدم بر خود لازم دانستم که بخدمت مقدس سربازی اعزام شوم و هدفم اسلام و رهبرم ا… است و تا آخرین نفس در راه استقرار جمهوری اسلامی ایران خدمت خواهم کرد به نبرد بی امان خود بر علیه مزدوران بعثی ادامه خواهم داد ضمنا از همه شما برادران وخواهران که در تشیع جنازه‌ام شرکت کردید تشکر می‌کنم و انشاءا… که اجرتان با خدا ، و من از پدر و مادر عزیزم می‌خواهم که از من راضی شوند و از اینکه من عمر خود را در راه حق سپری کردم و به لقاءا… رسیدم باید خدا را شکر کنید که شهادت نصیب فرزند حقیرتان شد و این بالاترین و پر ارزش ترین نعمت است، و از کلیه قوم خویشان و خوهر عزیزم می‌خواهم که اگر بدی تا بحال از من دیدند به بزرگی خودتان ببخشید و من را حلال کنید .و در پایان مسئله‌ای که می‌خواهم عرض کنم آن اینست که یک موتور هندا به اسم اینجانب در آمده هر         موتور آمد بهمراه یک قطعه زمین به اندازه ۴۵*۱۱ متر که در مورخه ۵/۱/۶۰ خریده‌ام واقع در خیابان جمهوری اسلامی بمادرم تعلق میگیرد .

به امید پیروزی حق علیه باطل
والسلام علیکم و رحمت ا… و برکاته
۱۴/۱/۶۴


خاطرات:

دقت در وقت نماز
پدر شهید حرفه و کارش بنایی بود و معمولاً شهید مهدی در تابستان به همراه پدرش به کار بنایی می پرداخت ما برای تعمیر قسمتی از دیوار منزلمان از آنها کمک خواستیم. ابتدا قرار بر روز جمعه بود که با مخالفت مهدی روبرو شدیم او گفت: که روز جمعه را می خواهد در نماز جمعه شرکت کند و همه اهل خانواده را به شرکت در این امر دعوت نمود. قرار بر روز دیگری افتاد. آن روز که برادرم و مهدی به خانه آمدند تا کار کنند بعد از صرف چای وصبحانه مهدی وضو گرفت و شروع به کار کرد هنگام اذان ظهر بود که ناگهان صدای اذان از حیاط به گوش رسید وقتی به حیاط رفتم دیدم مهدی دارد اذان می گوید. پس از گفتن اذان از پدرش و همچنین دیگران خواست تا کار را برای انجام فریظه نماز اول وقت تعطیل کنند. سپس به خانه آمد و از من سجاده خواست به او گفتم که اگر می خواهد وضو بگیرد می تواند در داخل آشپزخانه وضو بگیرد. اما او جواب داد که بعد از صرف چای و صبحانه وضو گرفته است و خواسته که با عرق کار و خستگی کار نماز بخواند تا خداوند از او راضیتر باشد.
راوی: نرگس نجات


تصویر

 

برچسب ها
اطلاعات بیشتر

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بررسی کنید

بستن
بستن